شمارهٔ ۶۴۵
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: انمیکند۷ بیت
با من خسته دلبرم غیر جفا نمیکندکام دل حزین من دوست روا نمیکند
چونکه دلم به درد او هست حزین و مبتلادرد مرا ز لب چرا دوست دوا نمیکند
گفته بُد او وفا کنم ور نکند عجب مدارعمر منست از آن سبب عمر وفا نمیکند
این همه جور و درد دل کز غم اوست بر دلمبا همه غم ز دامنش دست رها نمیکند
خاکصفت اگرچه من پیش رهت فتادهامسرو سهی قامتش چشم به ما نمیکند
در خم ابروان او مردم دیدهام ز جانغیر دعای دولتش هیچ دعا نمیکند
چون که منم گدای او شاه جهانم از چه روچشم ارادتی بگو سوی گدا نمیکند