شمارهٔ ۵۵۸
دل عاشق چرا شیدا نباشدبه عشق اندر جهان رسوا نباشد
نگویی تا به کی ای شوخ دلبندتو را پروای وصل ما نباشد
به بستان ملاحت سرو باشدولی چون قد او رعنا نباشد
کدامین دیده در وی نیست حیرانمگر چشمی که او بینا نباشد
ز شوقش در جهان یکتا شدم منولی با ما دلش یکتا نباشد
نه دل باشد که باشد غافل از یارنه سر باشد که پُر سودا نباشد
به نوعی از جهان دل در تو بستمکه با غیر تواَم پروا نباشد