شمارهٔ ۵۲۴
بتی که خاطر او لازم جفا باشدچه لازمست که با او مرا وفا باشد
چرا تو جرم کنی و خطا نهی بر مامکن خطا که بد از نیکوان خطا باشد
تو پادشاه جهانی و من گدای درتصلاح کار گدایان ز پادشا باشد
هرآنکه همچو من از عافیت نپرهیزدچه جای اینکه از اینش بتر جزا باشد
کسی که نشنود از دوستان مخلص پندبخرّمی دل دشمنان سزا باشد
مرا مگوی نگارا که عهد بشکستیطریق عهد شکستن نه زان ما باشد
من آن نیَم که به جور از تو روی برتابمکه نقض عهد هم از عادت شما باشد
چه دشمنی که نکردی به دوستی با منز دوستان صفت دشمنان روا باشد
اگر تو طعنه زنی بر جهان که بد مهرستامید مهر و وفا در جهان که را باشد