گنج

شمارهٔ ۵۰۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انهبرخیزد۹ بیت
سحرگهی که ز خواب شبانه برخیزدهزار فتنه ز دور زمانه برخیزد
اگر تو سرو گل اندام در کنار آییهزار نالهٔ شوق از کرانه برخیزد
کجا کرانه کند یار مهربان از مناگر غبار وجود از کرانه برخیزد
اگر تو سرو خرامان درآیی از در ماکدورت از دل ما بی بهانه برخیزد
بسان سرمه کنم توتیای دیدهٔ خویشهرآن غبار کز آن آستانه برخیزد
به بوی دانه خال تو هر زمان صنماکبوتر دلم از آشیانه برخیزد
بسوزد این تتق زرنگار نُه توییگرم ز آتش دل یک زبانه برخیزد
کسی که از دو جهان فرد نیست در غم اوگمان مبر که به محشر یگانه برخیزد
نظر به چشم وفا کن دمی به حال جهانکه از میانه فسون و فسانه برخیزد