شمارهٔ ۴۴۳
آن بنده که جز تو کس نداردجز بندگیت هوس ندارد
رنجور فراقت ای دلارامجز یک نفس از نفس ندارد
در راه تو شاه باز عشقستاندیشه ز خرمگس ندارد
آن بلبل دل که پای بندستچون بانگ در این قفس ندارد
بیچاره کسی که غرق دریاستکاو راه ز پیش و پس ندارد
فریاد غم دل جهان رسکاین بنده بجز تو کس ندارد
مسکین دل من محیط عشقستواندیشه ز بار خس ندارد