گنج

شمارهٔ ۴۲۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اد۷ بیت
بگو کجا برم از دست هجر تو فریادکه کند خانه صبرم ز بیخ و از بنیاد
فغان و داد که پیچید دست طاقت منبه جان رسید دل خستهٔ من از بیداد
نه در زمانه وفا و نه بر سپهر امیدفلک جفای تو تا کی کشم که شرمت باد
کسی که یک نفس از یاد تو نیاسایدروا بود که تو او را گذاشتی از یاد
چو سرو گوشه گرفتم که از جفا برهمولی ز غصّه دوران نمی‌شوم آزاد
به غیر غصّه ندارم قرین ز کار جهاننمی‌شوم ز زمانه زمانکی دلشاد
ز غصّه جان عزیزم به لب رسید به غمکنون اگر نرسی خود کی‌اَم رسد فریاد