گنج

شمارهٔ ۳۸۶

قافیه: ویت۷ بیت
ای حریم حرم کعبهٔ دلها رویتهستم آشفته به روی گل تو چون مویت
گر کند سجدهٔ تو مردم چشمم چه عجبسالها تا شده محراب دلم ابرویت
به جفا می‌نگری بر من دلداده چراای دل و دیده و ای دیدهٔ جانم سویت
گر خدا را بنوازیم به بوسی چه شودزآن دهان شکرستان و لب دلجویت
گر صبا بوی سر زلف تو آرد به جهانبار دیگر دو جهان زنده شود از بویت
ای دلارام ز دست غم عشقت شب و روزهمچو گویی شده سرگشته تنم در کویت
خاطر نازکم ای دوست پراکنده مکنبر قد و قامت زیبای تو چون گیسویت