شمارهٔ ۳۶۸
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رگرفت۷ بیت
فریاد کان نگار دل از مهر برگرفتجور و جفا به حال دل ما ز سر گرفت
ترک وفا و مهر و محبت بکرد و بازیارم برفت بر من و یاری دگر گرفت
چون صبر و طاقتم ز ستمکاریش نمانددل نیز رفت و دلبرکی خوبتر گرفت
درد دل از طبیب چه پنهان کنی کنونچون داستان عشق جهان سر به سر گرفت
روزی به رهگذار ز دورم بدید یاردر خشم شد ز ما و به تک راه برگرفت
آهی چنان ز آتش دل در جهان زدمکز آه من جهان همه از خشک و تر گرفت
چندان ز دیده اشک ببارید مردمککز آب دیدهام به جهان ره گذر گرفت