شمارهٔ ۳۲۹
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رینیست۷ بیت
از حال پریشان من او را خبری نیستیا هست و به دلسوختگانش نظری نیست
گویند که دارد اثری آه دل ریشفریاد که آه دل ما را اثری نیست
در رهگذرش خاک شدم تا گذر آردبر ماش چرا آن بت مه رو گذری نیست
گر هست تو را غیر من خسته نگاریای دوست به جان تو که ما را دگری نیست
گفتم دل و جان پیشکش عشق تو کردمآشفته دلان را بجز این ما حضری نیست
گفتا ز جهان هیچ توقّع چو نداریمما را سر و پروای چنین مختصری نیست
گویند که شب را سحری هست خدا رااین تیره شب هجر مرا خود سحری نیست