شمارهٔ ۳۲۷
مرا ز حضرت تو دوری اختیاری نیستگناه من چه همانا ز بخت یاری نیست
چو بخت یار نباشد چه سود سعی دلابرو که چارهٔ تو غیر بردباری نیست
اگرچه ساختهام با جفای گردش دهرز چرخ ناسره امکان سازگاری نیست
اگرچه سرو صفت گشتم از جهان آزادمرا ز بندگی دوست رستگاری نیست
عزیز بودهام ای جان همیشه در دو جهانتحمّلم سبب این سجود و خواری نیست