گنج

شمارهٔ ۳۱۸

قافیه: ستهنیست۷ بیت
نیست دلی کز غم تو خسته نیستبا سر زلفین تو وابسته نیست
نقش رخت می‌نرود از خیالزآنکه غم عشق تو بربسته نیست
پیش رخ خوب تو در بوستانهیچ گلی نیست که او دسته نیست
نیست شبی کز غم هجران توروی من از خون جگر شسته نیست
رفت دلم بر در عطّار شوقچون دهن تنگ تو یک پسته نیست
چون قد و بالای تو سروی دگربر لب سرچشمهٔ جان رُسته نیست
روی به درگاه نیازش بمالدر دو جهان زآنکه درش بسته نیست