شمارهٔ ۳۰۰
در فراقت جز غمم کس پیش نیستوز وجودم جز خیالی بیش نیست
خاطرم ریش است در هجران تومشکل آن کم جز نمک بر ریش نیست
پادشاه صورت و معنی توییاز چه رویت رحم بر درویش نیست
خویش را بر خویش بودی رحمتیاعتماد امروز هم بر خویش نیست
چون کمانم گر به زانو کج کنیتیر بدمهری مرا در کیش نیست
گر دهد زنبور نیش و گاه نوشزان شکر لب بر دلم جز نیش نیست