گنج

شمارهٔ ۲۸۶

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رنیست۷ بیت
ما را ز سر کوی غمت راه به در نیستمشکل که جز این کوی مرا روی دگر نیست
دل بردی و جان را به غم عشق سپردیو امروز غذایم بجز از خون جگر نیست
این شب چه شب محنت ایام فراقستفریاد که در وی اثر صبح مگر نیست
در ظلمت این شب که تواند قدمی رفتکاین راه پر از خوف و امّید سحر نیست
از آتش هجران تو بگداخت جهانیواندر دل خارای تو یک ذرّه اثر نیست
نگذشت چرا بر من خاکی ز سر لطفآن سرو گل اندام که بر ماش گذر نیست
در مکتب عشاق بسی سعی نمودیمما را بجز از آیت عشق تو ز بر نیست