شمارهٔ ۲۷۹
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارنیست۷ بیت
بازآ که در فراق تو ما را قرار نیستروز و شبم بجز غم عشق تو کار نیست
از گلستان روی تو ای سرو سیم تندر دست ما کنون بجز از نوک خار نیست
باریست بر دل من مسکین که از چه رویما را به بارگاه وصال تو بار نیست
از جانم ارچه گرد برآورد درد عشقبر خاطر از جفای تو ما را غبار نیست
هر دل که کیمیای وصال تو یافتهستقلبست اگر به بوتهٔ عشقش گذار نیست
دستم نگار گشت به خون دل ای نگاردر آرزوی آنکه به دستم نگار نیست
ماییم و عشق روی دلارام در جهاناینست کار ما و جز این هیچ کار نیست