گنج

شمارهٔ ۲۰۶

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انست۷ بیت
دیگر دلم از دست تو فریاد زنانستدل بردی و بیچاره کنون در غم جانست
دل بردی و جان در صدف هجر نهادیمشکل که تو را میل به سوی دگرانست
بازآی و به سرچشمهٔ جانم گذری کندر دیدهٔ ما جای چنان سرو روانست
نرخ زر و گوهر شده ارزان ز غم هجربر روی چو زر اشک چو سیماب روانست
من قالب بی روحم و جان از بر ما دورزیرا که مرا جان و دل آن روح و روانست
آن دست که در گردن دلدار حمایلبودیم کنون بر دلم از غصه زنانست
هر مرد که او گشت گرفتار بلاییزنهار یقین دان که ز کردار زنانست