گنج

شمارهٔ ۲۰

به دوش برمفکن آن دو زلف مشکین رامکُش به تیغ جفا عاشقان مسکین را
چه باشد ار به شب وصل شاد گردانیز لطف خاطر، بیچارگان غمگین را
ز غبن عنبر سارا چو موم بگدازداگر تو باز گشایی دو زلف پُر چین را
به رنگ و بوی چنین گر به بوستان گذریخجل کنی به چمن ارغوان و نسرین را
مشام جان و جهانی یقین برآسایداگر به شانه زنی زلف عنبرآگین را
چه کرده‌ام گنهی در جهان بگو با توبجز وفا که کمر بسته‌ای چنین کین را