شمارهٔ ۱۸۷
مهر از آن دلبر گسستن مشکلستبا غم هجرش نشستن مشکلست
ای مسلمانان به قول دشمناندوستان را دل شکستن مشکلست
با وصال روی چون گلبرگ تودل به خار هجر خستن مشکلست
جاودان دل برندارم از لبشز آب حیوان دست شستن مشکلست
دل به درد عشق تو بنهادهامآری از بند تو جَستن مشکلست
دوستان را دل نمیباید شکستچون شکستی باز بستن مشکلست
ای جهان با درد او دمساز باشکز کمند عشق رَستن مشکلست