گنج

شمارهٔ ۱۳۸۶

قافیه: وی۸ بیت
خوشش رنگ و خوشش روی و خوشش بویخوشش عارض خوشش زلف و خوشش موی
خوشش آن جعد مشکین بر بناگوشخوشش قامت خوشش چشم و خوش ابروی
خوشش آن لفظ و گفتار چو شکرخوشش لعل لب شیرین دلجوی
خوشش قند و خوشش قد چو شمشادخوشش بر قامت رعنا دو گیسوی
امیدم بود بر وصل چنان یارکه بنشینم زمانی روی بر روی
به بوی آنکه بوسم خاک پایشبه سر گردم چو گویی اندر این کوی
نکرد او رحمتی بر حال زارمبه رویم گرچه دید از خونِ دل جوی
جهان را در فراقت حال زارستبه فریاد جهان رس ای جهانجوی