شمارهٔ ۱۳۷۸
تا کی ای دلبر تو با ما بیوفایی میکنیبا وجود بیوفایی دلبریایی میکنی
روشنای چشم مایی کی روا باشد چنینکز من دلداده آهنگ جدایی میکنی
حسبةالله به غور حال مسکینان برسچون به دارالملک دلها پادشایی میکنی
من به ظلمات شب هجران تو گشتم اسیرشمع مایی جای دیگر روشنایی میکنی
میکنی بیگانگی با ما چرا ای نازنینهر دمی با دشمنانم آشنایی میکنی
ای دل آخر پادشاه جسم و جانی تا به کیدر سر کوی وصال او گدایی میکنی