شمارهٔ ۱۳۵۱
دل من به دست آر اگر میتوانیکه جز لطف تو کس ندارم تو دانی
ز درد غم عشق بس ناتوانمبه فریاد من رس اگر میتوانی
نسیم صبا از من ناتوان [تو]به گوش نگارم پیامی رسانی
بگویش ز من بیوفایی مکنچه بد عهد یاری چه نامهربانی
جهان بندهای شد ز درگاه تواگر جان ببخشی اگر دل ستانی