گنج

شمارهٔ ۱۳۴۵

قافیه: ستانی۸ بیت
الا ای سرو ناز بوستانیبه غایت دلفریب و دلستانی
جهان بادت به کام ای سرو آزادکه تو آرایش این گلستانی
به روی گل بناز ای بلبل مستکه تو با عاشقان همداستانی
نگردانم سر از فرمان و رایتگرم بوسی دهی ور جان ستانی
به میدان وفا در چرخت آرماگر خود رستم زابلستانی
مگر لطفی کنی ای دوست یک شبز دست هجر خویشم واستانی
ز دستان و فنش ای دل همیشهز بدنامی به عالم داستانی
جهانی بر در او بار دارندچرا باری تو دور از آستانی