گنج

شمارهٔ ۱۳۳۴

قافیه: انهباشی۷ بیت
دلا تا کی چنین دیوانه باشیز خویش و آشنا بیگانه باشی
به پیش شمع روی ماهرویاندر آتش زار چون پروانه باشی
زده در زلف خوبان روز و شب چنگبه صد دست امل چون شانه باشی
میان ورطهٔ غرقاب هجرانبه جست و جوی آن دُردانه باشی
بهار و گل رسید ای دل تو تا کیچنین محزون درین کاشانه باشی
برون رو آخر ای غم از دل مننگنجی چند در ویرانه باشی
چو افسون تو در وی درنگیردچرا اندر پی افسانه باشی