گنج

شمارهٔ ۱۲۹۹

قافیه: اری۷ بیت
گرَم بودی به وصلت اختیارینبودی بر دلم از هجر باری
دلم بر آتش رخسارت ای جانچو زلف تو نمی‌گیرد قراری
نه یاری داد بختم در فراقتکه تا گردم به وصلت بخت‌یاری
چو باری برنگیری از دل مننظر کن بر من دلخسته باری
جفا چندین مکن بر حال زارمببخشا بر دل زاری نزاری
ربود از من به دستان دل نگارمندیده کس بدین دستان نگاری
نپرسی از من دلخسته دانمجهان را نیست پیشت اعتباری