گنج

شمارهٔ ۱۲۹۶

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: سیداری۷ بیت
ای دل به سر کویش رو گر هوسی داریجان در قدمش انداز گر خود نفسی داری
یا کام دلم از لب یک لحظه بده جانایا جان بستان از من تو بنده بسی داری
در پای شهید عشق چون کشته شوم آخردریاب دل ما را گر دسترسی داری
من بلبل بستانم محزون نه روا باشدپر بسته مرا تا کی اندر قفسی داری
حرفی ز فراق تو کردیم بیان دانیای نور دو چشمم گر در خانه کسی داری
ای خاطر تو گوهر دریای محیطی تودر گرد جهان می‌گرد باری ز خسی داری
خال لب شیرینت دانی به چه می‌ماند؟گویی شکرستان را شحنه مگسی داری