گنج

شمارهٔ ۱۲۸

داغ فراقت دل من سوخته‌ستوز همه عالم نظرم دوخته‌ست
عشق تو در جان و دلم آتشیاز غم هجران تو افروخته‌ست
این دل بیچارهٔ من کوه کوهمحنت هجران تو اندوخته‌ست
نرگس جادوی جهان گوییاساحری از چشم تو آموخته‌ست
این دل بیچاره به ملک جهانخاک کف پای تو نفروخته‌ست