گنج

شمارهٔ ۱۲۷۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رنیامدی۷ بیت
یک شب به لطف از در ما درنیامدیچون سرو راستی تو ز در برنیامدی
گفتم به دیده کز رخ خوبش نظر بدوزای دیده عاقبت تو به دل درنیامدی
ای سرو ناز من ز چه معنی به هیچ بابیک شب مرا ز لطف به بر درنیامدی
دوش انتظار وصل تو کردیم تا سحرما منتظر به وعدهٔ تو گر نیامدی
عمری به انتظار تو ای نور دیده‌امرنجور عشق گشتم و بر سر نیامدی
ای دل عجب که در شب دیجور عشق اوبر بوی مشک و غالیه و عنبر نیامدی
ای دل جهان و جان همه کردیم عرض دوستچندانکه سعی رفت تو درخَور نیامدی