شمارهٔ ۱۲۶۳
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اتی۷ بیت
زان لعل لبم بده زکاتیتا در تن ما کنی حیاتی
چون شکّر آن لبم ندادیای جان و جهان کم از زکاتی
از دوست جز این قدر نخواهمکاندر قدمش بود ثباتی
بر خط لبم دهد به هر سالآن نور دو دیدگان براتی
در سیهی دیده گو قلم زنگر زآنکه نیابد او دواتی
من تشنه آن لب چو قندمسودم نکند لب فراتی
در عرصه عشقت ای جهانگیرشاه دل من شدهست ماتی