شمارهٔ ۱۲۵۲
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: وشکردهای۷ بیت
یکباره عهد یار فراموش کردهایدست مراد با که در آغوش کردهای
گفتی حدیث خصم نگیری به گوش و مندیدم به چشم خویش که در گوش کردهای
ای دل اگر ز دست برفتی غریب نیستکز آتش فراق تو بس جوش کردهای
لب را ز یاد آنکه شب و روز و ماه و سالیادت کند رواست که خاموش کردهای
حیف آیدم ز جان تو ای جان نازنینکاین جرعههای درد چرا نوش کردهای
جان جهان که در دو جهان از برای تستیکباره زین معاینه مدهوش کردهای
امروز باز جور و جفایش نتیجه بودانواع وعدهها که شب دوش کردهای