گنج

شمارهٔ ۱۲۵۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اکردهای۷ بیت
بازم از سودای زلفت مست و شیدا کرده‌ایبازم اندر دیدهٔ بینا تو مأوا کرده‌ای
از شراب لعل‌فامت وز دو چشم نیمه‌مستبر سر بازار عشقم باز رسوا کرده‌ای
از فروغ روی همچون ماه و خورشیدت دگردیدهٔ جان من بیچاره بینا کرده‌ای
ای دل سرگشته بازت آتشی در جان فتاداز دو زلف و روی او با خود چه سودا کرده‌ای
خانهٔ خود را سیه کردی و ما سرگشته‌ایمخانه‌ای در شَست زلفش باز پیدا کرده‌ای
در سرابُستان جان آخر چرا ای سرو نازروی در گل‌های بستان پشت بر ما کرده‌ای
ای سرشک دیدهٔ غم‌دیدهٔ ما از چه رویراز ما را در جهان یکباره افشا کرده‌ای