گنج

شمارهٔ ۱۲۵۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادهای۷ بیت
تا کی دلا به دام غمش اوفتاده‌ایصد داغش از فراق به جانم نهاده‌ای
تا چند جان به زلف دلاویز بسته‌ایتا سیل خون ز دیده روانم گشاده‌ای
ای ماه مهربان چو سر زلف خویشتنبردی ز دست ما دل و بر باد داده‌ای
چون سرو ایستاده‌ای به لب جوی در چمنهرگز ز لب تو کام دل ما نداده‌ای
کی بر منت نظر بود ای یار سنگدلمغرور حسن خویشتن و مست باده‌ای
ما در غمت نشسته به خاک رهیم و تومانند سرو بر لب جو ایستاده‌ای
ای اشک تا به چند بیفتی به خاک راهگویند در جهان که تو معروف زاده‌ای