گنج

شمارهٔ ۱۲۴۸

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: انه۱۰ بیت
فریاد ز جور این زمانهوز دست جفای آن یگانه
خون دل من ز هجر رویتگشته‌ست ز دیده‌ام روانه
مخمور فراق بامدادانمستست ز بادهٔ شبانه
فریاد که آتش فراقشهر لحظه همی زند زبانه
بربود دلم ز دست باریدلبر به دو چشم آهوانه
مسکین دل من ز خال و زلفشسرگشته چو گوست در میانه
چون سرو سهی جویباریتا چند کنی ز ما کرانه
تا جان به جهان بود نگارافریاد زنیم عاشقانه
از خون جگر که رفتم از چشمبگرفت به روی ما نشانه
عمری تو و چیست خوشتر از عمرفریاد که نیست جاودانه