شمارهٔ ۱۲۲۷
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اگویمچه۷ بیت
گر کند میل جفا دلبر من گویم چهور دهد ترک من و عهد وفا گویم چه
دل ببرد از من و خون ریزدم اکنون از چشمدارد این جرم بر این خسته روا گویم چه
پادشاهیست اگر جان بنوازد به کرمور براند ز سر کوی گدا گویم چه
گر طبیبان جهان درد دل خسته کننداز لب لعل تو ای دوست دوا گویم چه
گفته ای دیده بدوز از قد و بالای چو سروسرو قدّش چو کند نشو و نما گویم چه
من به دیدار شده قانع از آن روی چو ماهگر بگوید به سر کو تو میا گویم چه
گر بگوید شب دلخواه به امّید وصالتو بده جان و جهان را به بها گویم چه