شمارهٔ ۱۱۹۶
ای مرا هم دل تو هم دلدار توای مرا هم یار و هم اغیار تو
در سرابستان حسنت دلبرادر جهانم هم گلی هم خار تو
بارها هست از تو بر دل پر غممگر توان از لطف خود بَردار تو
یک شبم از وصل بنواز ای نگارتا شوی از عمر برخوردار تو
بارم از هر کس چرا باشد به دلگر مرا باشی نگارا یار تو
چون مرا آزردهای از روز هجراز در وصلم دمی بگذار تو
ای خداوند جهان تا بود و هستغافلان در خواب خوش، بیدار تو