شمارهٔ ۱۱۹۴
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ردتو۵ بیت
ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تودر غم عشقت دل تنگم نباشد مرد تو
گفته بودم جان شیرین را که در کارت کنمچون بدیدم این محقّر نیست اندر خورد تو
درد بر دردم به دل تا کی کنی از روز هجرای عزیز من بگو تا کی ببینم درد تو
بیش ازین از تیغ هجرانم میازار ای نگاردر جهان آخر بگو تا کیست همآورد تو
در سرابستان چو دیدم قامتت گفتم کجاستسرو بستان تا به جان و دل بچیند درد تو