گنج

شمارهٔ ۱۱۷۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انیمکن۷ بیت
ای دل ای دل بیش ازین در عشق نادانی مکندیدهٔ مهجور ازین پس گوهرافشانی مکن
چون نمی‌خواهد مرا دلدار شهرآرا بیاهم سبک روحی کن آنجا هم گرانجانی مکن
عشقبازی با رخ خوبش نه کار سرسریستسرّ عشقش آشکارا گشت پنهانی مکن
ای که جویای لب یاقوت رنگی در عدنگر زند تیغت به ترک گوهر کانی مکن
ای صبا گر بگذری بر کوی آن زیبا نگارگر بفرماید بدان در غیر دربانی مکن
گرچه مشکل گشت راه کوی وصلش پیش مازینهار ای دل به ترک او به آسانی مکن
چون بد و نیکش جزایی هست بی شک در جهانسعی کن ای بی خرد بر آنچه درمانی مکن