گنج

شمارهٔ ۱۱۴۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یدن۷ بیت
چه خوش بود به چمن در صبوح گل چیدندو لعل شکّر شیرین یار بوسیدن
به دست، دست نگاری به طوف در بستانبه روی مهوش دلبر چو دیده گردیدن
به سایه گل و بید و چنار و نغمه عودنشسته بر لب جویی و باده نوشیدن
به سرو قامت دلدار خود نظر کردننوای بلبل خوش خوان ز شاخ بشنیدن
گذر به سوی چمن سرو را که کار منستهزار درد ازین قامت تو برچیدن
دلا به سیر جهان رو از آن خرابه تنکه در جهان نبود خوشتر از جهان دیدن
ز صورت صنمت هیچ حاصلی نبودز حد مبر تو و بازآ ز بت پرستیدن