شمارهٔ ۱۱۱۲
نگارا از تو دور آخر چراییمتو را ماییم و ما آخر که راییم
سعادت گر دهد یاری به وصلتهمان به کز در عشرت درآییم
بگو ای نور چشمم تا که راییز روی بندگی چون ما توراییم
نظر فرما ز روی لطف بر ماچو در کوی وصال تو گداییم
به خاک آستانت تشنه جانیمبه جست و جوی تو سرگشته ماییم
ز روی لطف کن در ما نگاهیاگرچه چاکری را مینشاییم
چرا بیگانگی ورزی نگاراچو از جان در جهانت آشناییم
چو دوران را بنایی نیست محکمبیا تا یک زمانک خوش برآییم