گنج

شمارهٔ ۱۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارچرا۷ بیت
مرا ز دیده و دل دور کرد یار چراز دست داد مرا زود آن نگار چرا
به اختیار نبودم جدایی از بر دوستز ما کناره گزید او به اختیار چرا
مرا ز چشم عنایت فکنده یکبارهنگار مهوش من همچو روزگار چرا
درون کنج دلم سرّ او نهانی بودمیان خلق جهان کرد آشکار چرا
غمش که بر دل من همچو کوه الوندستنداشت غم ز من خسته روزگار چرا
نظر به حال جهانی نکرده، کُشتی بازمرا به شیوهٔ آن چشم پر خمار چرا
به رنگ و بوی تو عالم گرفته آشوبینصیب ما ز گلستان شده‌ست خار چرا