شمارهٔ ۱۰۹۵
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)۷ بیت
صبا رسید و رسانید بوی یار قدیمبه سان عنبر تر میدهد ز لطف نسیم
دماغ جان چو معطّر شدم ز باد صبایقین شدم که پراکنده گشت زلف چو جیم
نظر به جانب دلخستگان هجران کنکه نیست طاقت و صبرم ز روی لطف عمیم
ز تشنه آب زلالی مکن دریغ مراکه آب چشمه حیوان تویی و بنده سقیم
ز حال زار من خسته دل چه میپرسیمراست گریه به عشقت قرین و ناله ندیم
اگر چو سرو روان پیش ما کنی گذرینثار پای عزیز تو سر کنیم نه سیم
مرا ز جنّت فردوس حاصلی نبودرضای دوست بسی خوشتر از بهشت برین