گنج

شمارهٔ ۱۰۷۲

قافیه: ستهایم۷ بیت
نگارا ز هجر تو دل خسته‌ایمدو دیده به وصل تو دربسته‌ایم
ز بند همه چیز برخاستیمبه محراب ابروت پیوسته‌ایم
ز زنّار زلفت حذر کرده‌ایمبه امّید وصل تو بنشسته‌ایم
دل خستهٔ ما پر از مهر تستکه مهر از همه خلق بگسسته‌ایم
بنفشه به زلف تو نسبت کنممیان ریاحین از آن دسته‌ایم
بنه مرهمی بر دلم از وصالکه از تیغ هجر تو بس خسته‌ایم
چو سرویم آزاد و کوتاه دستکه از ننگِ تر دامنان رسته‌ایم