شمارهٔ ۱۰۵
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایماست۷ بیت
داری دلا خبر تو که دردش دوای ماستلعل لبان دلکش او آشنای ماست
سروی چو قامت تو ندیدم به راستیبالا نگویمش صنما کان بلای ماست
گفتم بنه به دیده قدش تا ببوسمشگفتا سراب چشم تو باری نه جای ماست
گفتم به وصل گیر شبی دست ما و گفتسرها ز دست رفته به جایی که پای ماست
عمریست ما چو خاک به کویت نشستهایمروزی نگفتهای که جهانی گدای ماست
گفتم ز دست رفت سرم سرکشی مکنوصلت اگر به دست فتد خون بهای ماست
گم کردهام به کوی تو بیچاره دل ولیبوی دو زلف دلکش تو رهنمای ماست