شمارهٔ ۱۰۴
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهماست۷ بیت
بخشد گناه بنده که او پادشاه ماستگوید که بنده ایست که او در پناه ماست
منعم مکن به غمزهٔ خونریز در غمتغمّاز نیست نیک بدان کاو سیاه ماست
خون جگر ز دیده گشادم ز غم ببینگر نشنوی تو مردم چشمم گواه ماست
جان در امید وصل تو دادیم دلبراگفتی شبی که بندهٔ بی اشتباه ماست
رفتم به درگهش که زنم بوسهای به خاکدل برد از دو دستم و گفتا که راه ماست
کردیم جان فدای لب لعل دلکششروزی به لطف گفت که او نیک خواه ماست
دل برد و یک نظر سوی حال جهان نکردبختم به لابه گفت فلانی گناه ماست