شمارهٔ ۱۰۴۷
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ونکنم۷ بیت
تا به چند این دیده را در هجر تو جیحون کنمواین دل بیچاره را در عشق تو پر خون کنم
تا کی ای لیلی صفت در آرزوی روی تواین دل پر درد را هر ساعتی مجنون کنم
تا به کی رخ را ز درد هجرت ای زیبا نگاراز سرشک دیدهٔ مهجور خود گلگون کنم
گر هزار افسانه خوانم در غم عشق تو مندر نمیگیرد به گوشت ور هزار افسون کنم
قدّ بختم چون الف بود از وصالت دلبرامدّتی شد تا ز هجر روی تو چون نون کنم
گفتهای در هجر رویم غیر صبرت چاره نیسترفت پای طاقت از دستم صبوری چون کنم
گرچه آن دلدار را با ما عنایت کمترستمن دعای دولت او هر زمان افزون کنم