شمارهٔ ۱۰۴۱
بخت اگر یاری دهد یارش کنمهمچو خود در عشق غمخوارش کنم
گر به جانی برنیاید وصل اومن جهان را در سر کارش کنم
در سماعی گر درآید قدّ اوهرچه دارم جمله ایثارش کنم
بخت من در خواب غفلت تا به کیوقت آن آمد که بیدارش کنم
همچو طوطی چون درآید در سخنگوش دل بر لفظ و گفتارش کنم
گر خرامد سوی ما آن سروقدجان فدای راه و رفتارش کنم
من به بند زلف آن دلبر دلمگر تو میخواهی گرفتارش کنم