شمارهٔ ۲۹ - آرزویِ خرِّ دُم بریده
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)۵ بیت
بوده است خری که دُم نبودَشروزی غم بی دُمی فُزودَش
در دُم طلبی قدم همی زددُم می طلبید و دَم نمی زد
یک رَه نه ز روی اختیاریبُگذشت میان کشت زاری
دهقان مگرش ز گوشهای دیدبَرجَست و از او دو گوش بُبرید
بیچاره خر آرزوی دُم کردنایافته دُم دو گوش گُم کرد