شمارهٔ ۱۹ - شوقِ درس خواندن
حمد بر کردگارِ یکتا بادکه مرا شوقِ درس خواندن داد
آشنا کرد چشمِ من به کتابداده توفیقِ خیرم از هر باب
در سرِ من هوایِ درس نِهاددر دلِ من مَحَبَّتِ اٌستاد
پدرم را عَطا نٌمود حَیاتتا کند صرفِ کارِ من اوقات
مادرم را تَناوَری بخشیدمِهرِ فرزند پروری بخشید
هر دو مقدورِ خود به کار آرندتا مرا درس خوان به بار آرند
عشق باشد به درس و مشق مرانبود جز به این دو عشق مرا
درس و مشقم چو ناتمام بٌوَدبازی از بهرِ من حرام بٌوَد
در سرِ کارهایِ بی مصرفنکنم هیچ وقتِ خویش، تلف