گنج

شمارهٔ ۱۶ - بر سنگ مزار

ای نکویان که در این دنیاییدیا از این بعد به دنیا آیید
این که خفته است در این خاک منمایرجم، ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهانست اینجایک جهان عشق نهانست اینجا
عاشقی بوده به دنیا فن منمدفن عشق بُوَد مدفن من
آنچه از مال جهان هستی بودصرف عیش و طَرَب و مستی بود
هرکه را روی خوش و خوی نکوستمرده و زنده من عاشق اوست
من همانم که در ایام حیاتبی شما صرف نکردم اوقات
تا مرا روح و روان در تن بودشوق دیدار شما در من بود
بعد چون رخت ز دنیا بستمباز در راه شما بنشستم
گرچه امروز به خاکم مأواستچشم من باز به دنبال شماست
بنشینید بر این خاک دمیبگذارید به خاکم قدمی
گاهی از من به سخن یاد کنیددر دل خاک دلم شاد کنید !