گنج

بخش ۹۷ - جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد است

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: لافتاداست۸ بیت
جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد استولی چشمی که بینا شد نگاهش بر دل افتاد است
شب تاریک و راه پیچ پیچ و بی یقین راهیدلیل کاروان را مشکل اندر مشکل افتاد است
رقیب خام سودا مست و عاشق مست و قاصد مستکه حرف دلبران دارای چندین محمل افتاد است
یقین مؤمنی دارد گمان کافری داردچه تدبیر ای مسلمانان که کارم با دل افتاد است
گهی باشد که کار ناخدائی میکند طوفانکه از طغیان موجی کشتیم بر ساحل افتاد است
نمیدانم که داد این چشم بینا موج دریا راگهر در سینهٔ دریا خزف بر ساحل افتاد است
نصیبی نیست از سوز درونم مرز و بومم رازدم اکسیر را بر خاک صحرا باطل افتاد است
اگر در دل جهانی تازه ئی داری برون آورکه افرنگ از جراحتهای پنهان بسمل افتاد است