بخش ۷۶ - هوس هنوز تماشا گر جهانداری است
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اریاست۷ بیت
هوس هنوز تماشا گر جهانداری استدگر چه فتنه پس پرده های زنگاری است
زمان زمان شکند آنچه می تراشد عقلبیا که عشق مسلمان و عقل زناری است
امیر قافله ئی سخت کوش و پیهم کوشکه در قبیلهٔ ما حیدری ز کراری است
تو چشم بستی و گفتی که این جهان خوٍابستگشای چشم که این خواب خواب بیداری است
بخلوت انجمنی آفرین که فطرت عشقیکی شناس و تماشا پسند بسیاری است
تپید یک دم و کردند زیب فتراکشخوشا نصیب غزالی که زخم او کاری است
بباغ و راغ گهر های نغمه می پاشمگران متاع و چه ارزان ز کند بازاری است