بخش ۶۰ - غزل زنده رود
به آدمی نرسیدی ، خدا چه میجوییز خود گریختهای آشنا چه میجویی
دگر به شاخ گل آویز و آب و نم درکشپریده رنگ ز باد صبا چه میجویی
دو قطره خون دلست آنچه مشک مینامندتو ای غزال حرم در ختا چه میجویی
عیار فقر ز سلطانی و جهانگیری استسریر جم بطلب، بوریا چه میجویی
سراغ او ز خیابان لاله میگیرندنوای خون شدهٔ ما ز ما چه میجویی
نظر ز صحبت روشندلان بیفزایدز درد کمبصری توتیا چه میجویی
قلندریم و کرامات ما جهانبینی استز ما نگاه طلب ، کیمیا چه میجویی